پای درد و دل هر مادر شهید که نشستیم،

دست هر مادر شهیدی رو که بوسیدیم،

اشک هر مادر شهیدی رو که شاهد شدیم،

همشون فقط یک چیز ازمون می خواستند:

به دوستاتون بگید جگرگوشه ی من رفت تا کسی چادر از سر دخترهای مردم نکشه

بهشون بگید نزارن شیطون وادارشون کنه خودشون با دست خودشون ...

بهشون بگید دل ما خونه

شما بگید!

کسی به حرف ما گوش نمی کنه!


پ.ن. دیدی وقتی می ری راهیان نور! شلمچه! طلائیه! شهدا چی سوغاتی بهت می دن؟

دیدی تو هر اتوبوس چند نفر بی چادر، بلکه بدحجاب می رن و با چادر بر می گردند اونم نه هر چادری! چادری که همه رو یاد حضرت زهرا می ندازه، چادری که دیگه هیچ چیزی نمی تونه اونو ازش بگیره

دیدی وقتی از شهدا می خوای، تو هم مثل اونا مجاهد راه خدا بشی به دلت می ندازن که چادرت...


لینک مرتبط: کوتاه و خواندنی از سیره شهدا ، حجاب در کلام شهدا