نودمین خاطره چی شد چادری شدم: عزیز مادر زیباترین بمان
من از وقتی یادم میاد با چادر بودم مادرم اینگونه بزرگمان کرد
وبزرگترین لطف مادرانه را در حقم کرد و چادر را با طعم مهر و محبت مادرانه
اش بر سرم گذاشت نه به اجبار .
اکنون منم و دختری که دوست دارم برایش همانند مادرم، مادری کنم و آرزویم اینست برای دخترم مادری باشم همچون مادر خودم
دعایم کنید در مادر بودن موفق باشم
این مطلب را برای دخترم به خاطر چادر سیاه کوچکش نوشته ام:در این 5 سال هیچگاه به تو نگفتم چادر بپوش بلکه تو
تقدیم به امام رئوفم! حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام که برای نعمت چادرم او واسطه ی فیض شد برای دخترکی که بسیار امید به مهربانی اش بسته بود و بسته است.